مرتضى راوندى
531
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در تمام اين دوره « مكانيك » نيز در ترقى بود و روشهاى عالمانهترى وارد كار مىكرد و گره از مسائل دشوارتر مىگشود . از قرن بيستم بهبعد ، در نتيجه مطالعات مداوم دانشمندان ، علم فيزيك به شعب و شاخههاى فراوانى تقسيم گرديد كه از آن جمله مىتوان به فيزيك روانى يا « پىسىكو فيزيك » « 1 » فيزيكزيستى ، فيزيك نجومى و فيزيك هستهاى اشاره كرد . فيزيك هستهاى ، علمى است كه موضوع اساسى آن تحقيق در نيروهايى است كه نوترونها و پروتونهاى هستهء اتم را باهم نگاه مىدارند . مسائل مورد بحث فيزيك هستهاى را مىتوان به دو قسمت « كمانرژى » و « پرانرژى » تقسيم كرد . در قسمت اول بيشتر از ترتيب قرار گرفتن پروتونها و نوترونها در هستهء اتم و از ماهيت قواى مؤثر ميان اين ذرات هستهاى ، بحث مىشود . . . سرعت پيشرفت فيزيك هستهاى نتيجه امكاناتى است كه از تكامل عظيم وسايل فنى فراهم آمده است . . . هدف علماى نظرى ، بهبود بخشيدن به شناخت نيروهاى هستهاى و طرح نظريه جامعى درباره شناخت ساختمان هسته و طرح نظريهء كلى رضايتبخشى در خصوص ميدان اتمى است . » « 2 » علوم طبيعى علوم طبيعى بهعلت تأثير فراوانى كه در حيات مادى بشر دارد ، از ديرباز مورد توجه و علاقه متفكرين و صاحبنظران بوده و گروهى از پژوهندگان اين رشته كوشيدهاند از خصوصيات ماده و آثار آن از طريق مشاهده و تجربه اطلاعاتى كسب كنند . علما و دانشمندان قديم ، اصول علوم طبيعى را به هشت بخش تقسيم مىكردند : 1 . علم به امور كلى و عام اجسام ( سماع طبيعى ) ، 2 . علم به وضع آسمان و عالم ( كيهانشناسى ) ، 3 . علم كون و فساد ، 4 . كائنات جوّ ( هواشناسى ) ، 5 . علم معادن ، 6 . گياهشناسى ، 7 . حيوانشناسى ، 8 . علم النفس يا روانشناسى فروع طبيعيّات عبارت بودند از طب ، احكام نجوم ، علم فراست ( قيافهشناسى ) ، تعبير خواب ، علم طلسمات ( علم تركيب قواى سماوى با قواى زمينى ) ، علم نيرنجات ( علم تركيب قواى زمينى با يكديگر ) ، علم كيميا ( علم تبديل معدنيّات به يكديگر ) . از ميان اقسامى كه به عنوان فروع طبيعيّات ذكر كردهاند ، فقط علم طب بهطور مسلم ، جزو علوم حقيقى محسوب مىشود و حقيقى بودن علوم ديگر حتى علم كيميا
--> ( 1 ) . Psychophysics ( 2 ) . دايرة المعارف فارسى ، جلد دوم ، پيشين ، از ص 1966 بهبعد ( به اختصار ) .